چه بگویم؟!

این روز ها سرم حسابی شلوغ است ...

یه جمعه هم کلاس نداشتیم که فکر کنم قراره جمعه ها هم بریم دانشگاه...

حسنی به مکتب نمی رفت وقتی میرفت جمعه می رفت...

سلف

امروز یک ساعت تو سلف عین گرسنگان آفریقا صف وایستادیم آخرشم..................... هیچی گشنه و تشنه موندیم

الانم که دارم اینو مینویسم حالم بده چون فقط یه بیسکویت خوردم آخه بابا من ساندویج دانشگاه هم دوست ندارم نه اینکه خیلی مفیده نخورده مریضیم چه برسه این ساندویج ها هم بخوریم

بابا یه نگاهی به دور و برتون بندازین