بسم رب شهدا
کمی تامل...
شاید جنگ خاتمه یافته باشد اما مبارزه هرگز پایان نخواهد یافت به آنچه می گویید عمل کنید. گزیده وصیت نامه شهید رحیم سلیمانی
بی مقدمه می رم سر اصل مطلب اصل مطلبی که شاید همیشه فرع قرار گرفته است و فقط یک عده یک سره رفتند سر اصل مطلب و جان و مال و عشق زمینی خود را گذاشتند و رفتند...می دانی وقتی یک شهید در آخرین دیدارش با خانواده فرزند خردسالش را در آغوش نگیرد برای اینکه نکند دل به او ببندد و نتواند رها شود به خدا برسد یعنی چه؟
شاید خیلی دوست داشتی که آن زمان بودی و در جبهه های جنگ کنار همت ها و باکری ها و باکری ها و چمران هاو... می جنگیدی خوب حالا بجنگ در کنار آنها که بودند و هستند و خواهند بود بجنگ...
می گویی سلاح نداری؟! چرا سلاح تو قلم است فکر است اندیشه است می گویی سخت است اگر یک آرپی جی به دستم می دادند تا تانک دشمن را بزنم برایم آسان تر بود خوب آری سخت است کار ما سخت است اما این را هم بدانیم که چشمان هزاران شهید بر اعمال ما دوخته شده است
پاسخ ندادن به آن نگاه ها سخت تر نیست ؟! می گویی من یک دانشجویم همینکه درس بخوانم خود کافی ست آری درس بخوان خوب هم درس بخوان خوبتر از بقیه هم درس بخوان اما درس را که همه می خوانند به دور و برت هم بی توجه نباش بی خیال نباش می گویی توجه می کنم و بی خیال نیستم اما نمی شود کاری کرد؟!
نه دیگر این را نگو ...
مگر همین دانشجو های هم سن و سال ما نبودند که لانه ی جاسوسی آمریکا را تسخیر کردند آنها مگر درس نداشتند آنها مگر ترس نداشتند؟!
نه نداشتند اگر هم داشتند یک خدای بزرگ داشتند که تکیه گاه محکمشان بود. اگر آنها می گفتند به ما چه و انقلاب نمی کردند اگر آنها می گفتند به ما چه و جنگ نمی رفتند الان من و شما جزء گروه پیشاهنگان شاهنشاه بودیم و رقص تمرین می کردیم... آیا به این فکر کرده اید...
الان لانه جاسوسی آمریکا در خانه ی ماست در کنار ماست و باید با اراده با تقوا با تزکیه نفس تسخیرش کنیم الان دیگر لازم نیست از دیوار آن بالا رویم
الان باید از دیوار احساسات خود بالا رویم تا لانه ی آمریکا و شیطان وارد قلبت نشده است تسخیرش کن...
بگذار ساده تر بگویم اگر در اتاقت عقرب و مار باشد می توانی آسوده بخوابی؟! می توانی بخوابی و بگویی من به آنها کاری ندارم پس آنها هم به من کاری ندارند؟! پس چطور اکنون آسوده خوابیده ای برای پیامبرت فیلم و کاریکاتور موهن بسازند و بیدار نشوی...در پشت بام هر خانه ایی ماهواره باشد و همه طرفدار بی بی سی و رادیو فردا و تو بیدار نشوی
پس حتما تو را مار گزیده است و بیهوش شده ای
اگر بیداری و مار گزیده نشده ای پس کاری کن این را بدان که شهدا دست ما را می گیرند و بالا می برند پس یا علی بگو و برخیز
«خدایا پرواز را به ما بیاموز تا مرغ دست آموز نشویم و از نور خویش آتش در ما بیفروز تا در سرمای بی خبری نمانیم» گزیده ای از وصیت نامه شهید مهدی رجب بیگی