امروز چرا همه چی برعکس بود؟! هوا آفتابی بود اما سرد گول آفتاب رو خوردم و لباس کم پوشیدم و کلی سردم شد. یه آقای گدایی رو دیدم که یه پیتزای پدر خوب دستش بود و داشت می خورد اونوقت من امروز تو دانشگاه عدس پلوی دو هزار تومنی که خوشمزه هم نبود خوردم یعنی من از اون گدا هم گداترم؟! چون اون داشت پیتزا می خورد و من...

منتظر BRT بودم همش اون طرف میومد فکر کنین سه تا پشت سر هم BRT اومد اونوقت من کلی وایستادم تا این طرف هم اومد ...

آهان حالا فهمیدم چرا امروز همه چی برعکس بود آخه امروز 9 دی بود روز بصیرت، روزی که باید خوب چشم ها رو باز کرد و تا حقیقت رو دید وگرنه همه چی برعکس میشه همه برعکس اون چیزی که میگن عمل میکنن اگه بصیرت داشته باشی گول هوای آفتابی رو نمی خوری میدونی زمستونا هوا سرده و آفتابش ریا کاره...گدا هم که ببینی گول ظاهرشو نمیخوری چون که تو نمیتونی جیباشو ببینی

عیبی نداره بزار برای اون ایستگاه کلی BRT بیاد تو در ایستگاه خودت بمون و منتظر باش تا به مقصدت برسی مطمئن باش ایستگاه بدون اتوبوس وجود ندارد همانطور که اتوبوس بدون راننده وجود ندارد.