روزی کلاغی کبوتری را زخمی کرد و او را به خانه ما آورد بالهایش زخمی بود من مداوایش کردم ........اما آن کبوتر خوب شد و پر کشید و رفت...... یادش می ماند که من مداوایش کردم

یادش بماند یا نماند برایم فرقی نمی کند همین که در آسمان پرواز می کند برای من کافی ست...